مطالب با تگ ‘غم’

۱۳۸

در خشکسالی آرزوها، چشم‌ها پرآبند.

۱۱۶

در خفقان تنهایی، گریستن آزاد است.

۱۰۶

افسوس؛ اگر از همان اول به جای صفر در لحظه‌‌ی یک، یک بود در لحظه‌‌ی صفر، اوضاع جور دیگری بود.

ادامه مطلب »

۱۰۰

برای عمو حاج حسین، موجود خندان و نازنینی که سیزده هزار کیلومتر آن‌ورتر هم نیست دیگر:

چیزی که غم این دنیا را سنگین‌تر می‌سازد، انباشت پس‌ماندهای افسوس جای خالی آدم‌هاست.

۸۱

شورش کلمات با حکمرانی سکوت در اقیانوس تنهایی تماشاییست.

۷۰

و غم‌زده شد پسرکی. و ایستاد و به سرعت نفس کشید. و درد کشید. و با سکوتی سرسام‌آور در سرتاسر محله‌شان فریاد زد. و شنید موفق باشی. آنقدر که خوابش پرید. ثابت‌تر ماند اما باد کجش کرد تا آنجا که شبکه‌ی اشک را گرفت. و آب دهانش را قورت داد. و لبش لرزید. و کسی نبود جز سکوت و خاموشی.


یادگاری
یازده بهمن ۱۳۹۰ ...
شما که غریبه نیستید
رمزدارها با شماره‌ی نوشته به لاتین رمزگذاری شده‌اند.